بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
416
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
اسهال قلبى اعتبار توان كردن و آنچه از امتلا بود يا پيچيدن ناف بود پيوسته بنوائب آيد و اين چنان باشد كه نوبتى دو روز يا سه روز اسهال كند و پس باز ايستد و مريض چنان پندارد كه بر طرف شد ديگر بار باز آيد و چند روز مىباشد و گاه بود كه يك هفته بر حال تندرستى باشد و گاه بود كه بيست روز تندرست باشد پس بنوبت اسهال باز آيد و مريض چنان پندارد كه به او اين مرض طارى شده باشد كه براز بر الوان مختلفه بازگردد و جمله با راحت و خفت يافتن بود و فرق ميان آنكه ماده از جمله عروق به جگر رجوع كرده و از آنجا بماساريقا و روده آمد و آنكه ماده در حوالى معده بوده و به معده ريخته و از آنجا كه به امعا آمده آنست كه اول با كيلوس مختلط باشد و رقيق بود دوم با غذا و ثفل دفع و غليظتر باشد و آنچه از معده افتاده باشد اگر از بطلان هاضمه بود در ثفل هيچ اثر نضج نباشد و اگر از ضعف هاضمه و يا ماسكه افتاده باشد در ثفل اندك هضم معده پيدا بود و چون سبب اين ضعفها و يا بطلان ، بلغم غليظ بوده باشد كه سطح معده را آلائيده است و در براز بلغم غالب لزج ظاهر بود و زودتر از مقدار و مدت لايق دفع شود و اگر خلطى ديگر چون سودا و صفرا سبب بوده باشد و در براز پديد آيد و سائر علامات غلبه هر خلط واضح باشد و اگر سبب منع اتمام هضم معده بود تولد باد باشد و قراقر در شكم و معده بعد غذا با وجع شاهد آن شود و اگر قوت دواى مسهل در سطح معده جاى كرده باشد و آن را ممد و موجب اين فعل ساخته تقدم مسهل قوى و عدم ديگر اسباب دليل آن بود و اگر ريش بثره سبب ضعفها بوده باشد چرك و پوستهاى قرحه در براز با علامات آنها ظاهر بود و اگر آماس سبب بوده باشد دلائل آن واضح بود و اگر آماس گشاده بود ريم و خون در براز پديد باشد و بسيار افتد كه ريم از عضوى ديگر به معده آيد و به امعا مندفع گردد و در براز ظاهر شود و باشد كه از سينه يا جگر يا حجاب آورده شده باشد و علامت هر حال علامت ورم محل آن بود و آنچه از جگر افتاده باشد اگر از بطلان هضم آن بود اسهال كيلوس محض باشد و جدا از ثفل آيد و اگر از ضعف هاضمه و يا ماسكه آن بود اندك اثر هضم جگر در آن پديد باشد و در ضعف ماسكه كيلوس در جگر اندك زمانى بماند و اگر از ضعف جاذبه بود براز غالبتر يا كيلوس آميخته آيد و اگر ضعفها و سده يا ورم بوده باشد همين علامات با علامات آنها ظاهر بود و اگر سر ورم گشاده بود ريم و خون بهم در براز ظاهر گردد و اگر رگى در جگر اتفاقا طركيده باشد يا سر باز كرده سبب سوء مزاج گرم براز خون صرف و غالب آيد و اغلب اينها در آخر سياه و غليظ شوند همچو دردى شراب و در جگر علامت سوء المزاج ظاهر بود و در شكم « 1 » و روده
--> ( 1 ) در نسخه ديگر جگر دارد .